آثار سوسور مهمترین منبع اندیشه­های ساختگرایانه بوده است. اگرچه نوشته­های سوسور فقط درباره زبان بود، اما بر رشته­های مختلف علوم­اجتماعی­ و علوم انسانی اثر گذاشت. برطبق نظر سوسور­، تحلیل ساختهای زبان به معنای جستجوی قواعدی است که پایه گفتار ما را تشکیل می­دهند. اکثر این قواعد فقط بطور ضمنی برای ما شناخته شده­اند، به آسانی نمی توانیم بگوییم چه هستند. وظیفه زبان­شناسی آشکار کردن آنچه ما بطور ضمنی می­دانیم است. سوسور استدلال می­کند که معنی واژه­ها از ساختهای زبان ناشی می­شود، نه چیزهایی که واژه­ها به آن اشاره می­کنند. ما ممکن است گمان کنیم که معنی واژه درخت چیز پر­برگی است که این اصطلاح به آن اشاره می­کند­. اما از نظر سوسور چنین نیست. ما می­توانیم این مطلب را با توجه به این واقعیت درک کنیم که واژه­های زیادی در زبان وجود دارد که به هیچ چیزی اشاره نمی­کنند- مانند "و"، "اما" یا " با وجود این". یا واژه های معناداری که به چیز­های افسانه­ای اشاره می­کند. مانند "اسب شاخدار. اگر معنی یک واژه از چیزی که به آن اشاره می­کند ناشی نمی شود­، از کجا ناشی می شود؟ پاسخ سوسور این است که معنی به وسیله تفاوتهای بین مفاهیم وابسته بهم ایجاد می­شود که قواعد یک زبان آنها را به رسمیت می­شناسد. معنی واژه درخت از این واقعیت ناشی می­شود که  ما درخت را از بوته، درختچه­، جنگل­و واژه­هایی مانند آن تمیز دهیم. معانی از درون­و در داخل زبان ایجاد می­شوند نه بوسیله اشیای جهان خارج که بواسطه معانی به آنها اشاره می­کنیم.از نظر سوسور تنها اصوات  یا علائم روی کاغذ نیستند که می توانند معنی بیافرینند.هرچیزی را که بتوانیم بطور منظم تشخیص بدهیم می توان برای ساختن معانی بکار برد.مثل چراغ راهنما.

خصوصیت روانشناختی تصویرهای آوایی این است که بدون حرکت لبها­و زبان با خود گفتگو کنیم بدون شنیده شدن صدا. یعنی بین فعالیت آوایی­و تصویر آوایی که تصویری درونی است که در کلام محقق می­شود تفاوت وجود دارد. نشانه زیانی موجودیت روان شناختی دو سویه ای است که شامل مفهوم و تصویر آوایی آن است. ترکیب یک مفهوم با یک تصویر آوایی نشانه است.سوسور واژه نشانه را برای دلالت بر کل مفهوم بکار می برد­و واژه مدلول را جانشین مفهوم­و دال را منطبق بر تصویر آوایی می ­داند­و مزیت این دو واژه دال­و مدلول را در وجه تمایز شان از­هم­و از کلی که اجزای آن هستند می­داند­و نشانه حاصل جمع دال­و مدلول است. وی دو ویژگی طبیعت اختیاری نشانه­و طبیعت خطی دال را از خصایص نشانه زبانی بر­می­شمرد. البته اختیاری بودن نشانه به معنای این نیست که انتخاب دال تماما بر­عهده گوینده است­، بلکه قوانینی بر آن حاکم است. منظور از اختیاری بودن بدون انگیزه بودن نشانه و عدم ارتباط طبیعی آن با مدلول است و منظور از خط طبیعی دال این است که فاصله­ای معین را بیان می کند که در یک خط که یک بعد واحد است دال سمعی قابل اندازه گیری است. در واقع در زبان تنها تفاوت وجود دارد. اصل تفاوت در واحد زبانی یعنی مشخصات واحد با خود واحد مخلوط می شوند. در زبان مانند هر نظام نشانه­شناختی دیگر هر آنچه یک نشانه را از بقیه متمایز می­کند آن نشانه را تشکیل می­دهد. سوسور واقعیت دستوری را با تعریف واحد مطابقت داده­و آنرا حاصل تقابل واژه می­داند­و تنها تفاوت آنرا با واحد در این می داند که واقعیت دستوری تقابل مشخصا معنادار است. وی زبان را نوعی جبر می­داند که از عبارات پیچیده­ای تشکیل شده است­و شامل تقابل های معنادار است. اما واحد زبانی­و واقعیت دستوری را اسامی متفاوتی برای مشخص­کردن جنبه­های گوناگون یک واقعیت عام­(کاربرد تقابل های زبانی)­می­داند. به­عبارت­دیگر زبان صورت است­و نه ماده­و جوهر­و تمام پدیده­های زبانی دارای جوهر نیستند.

سوسور مطالعه معانی غیر­زبان شناختی را سمیولوژی نامید که در حال حاضر نشانه­شناسی خوانده می­شود­. مطالعات نشانه­شناسی می­تواند در مورد بسیاری از جنبه­های گوناگون فرهنگ انسانی انجام شود. ساختگرایی از مطالعه زبان سرچشمه گرفت­و نشان داده است در­تحلیل جنبه های معینی از رفتار انسان بیش از جنبه­های دیگر اهمیت دارد­. این نظریه برای بررسی ارتباطات­و فرهنگ مفید است اما در مطالعه مسائل عملی تر زندگی اجتماعی مانند فعالیت اقتصادی یا سیاسی کاربرد کمتری دارد.

منابع :

سوسور ، "نشانه ، مدلول و دال " در از مدرنیسم تا پست مدرنیسم

و با نگاهی بر کتاب جامعه شناسی گیدنز